گفته ميشود برخي از اينها قبلاً از عربي ترجمه شده بوده است. در اينجا به مورد عجيبي برميخوريم، اينكه فراگيري از عربي به توسط زبان فرانسوي به ايتاليايي انتقال مييابد. اين نخستين بار نيست؛ به يادداشت مربوط به آلدوبراندينوي سيينايي (سيزدهم - 2) و برونتو لاتيني (سيزدهم - 2) نگاه كنيد، هر چند در مورد آنها انتقال از اين هم پيچيدهتر بود.
ايتاليايي® فرانسوي® لاتيني® عربي
4. از فرانسه به لاتيني. پييتروآبانويي يكي از رسالههاي اخترگويي ابن عزرا را از روي ترجمهٴ فرانسهٴ هاگين دولاكرو به لاتيني ترجمه كرد و آرنوي كنكمپوايي و هانري بات (سيزدهم - 2) نيز چنين كردند.
اسپانيايي (كاستيلي) و كاتالونيايي
براي سهولت كار از اسپانيايي و كاتالونيايي با هم سخن ميگوييم، هرچند احتمال دارد زبانشناسان جداً معترض باشند. دليل كار ما تنها اين است كه گزارش مربوط به ترجمهها بسيار مفصل است و ممكن است خوانندگان را آزرده سازد.
1. از اسپانيايي به لاتيني. رِمون دوبِزيه حكايات كليله و دمنه را از كاستيلي به لاتيني ترجمه كرد. برنگاريوس نامي يك متن طبي عربي را از كاستيلي به لاتيني ترجمه كرد.
2. از كاستيلي به ايتاليايي. در كتابخانهٴ واتيكان نسخهٴ خطي ترجمهاي از كتاب نجوم آلفونسوي فرزانه (سيزدهم - 2) موجود است، كه گروتيوس آن را در سال 1341 انجام داده است (ايسيس 13، 93، 1929).
3. از كاستيلي به پرتغالي. برخي از ترجمههايي كه به فرمان دينيش آزاده (شاه پرتغال از 1279 - 1325) انجام گرفته، از زبان اسپانيايي بوده است، كه مهمترين آن
تاريخ پدر بزرگش آلفونسوي دهم بود.
سانسكريتي
در اينجا تاريخچهٴ پيچيدهٴ ترجمه، كه به رشد فرهنگ اروپايي ارتباط داشت به پايان ميرسد و ما به ناحيهٴ بسيار دوري ميرويم، يعني به هند و آسياي بودايي. زبان اصلي هند سانسكريت است، كه هميشه اعتباري عظيم داشته و نفوذش را نه تنها در زبانهاي آريايي مشتق از آن، بلكه در زبانهاي غيرآريايي هند و همهٴ سرزمينهاي زير نفوذ آن هم ميتوان جستوجو كرد.
1. از سانسكريتي به فارسي. از اين گذشته، در سدههاي ميانه، نقطههاي ارتباط زيادي ميان فرهنگ هندي و فارسي و عربي وجود داشت. اين موضوع هنوز به خوبي مورد بررسي قرار نگرفته است، چون پژوهشگراني كه با عربي، فارسي و سانسكريتي به يك اندازه آشنا باشند،